|
|
تازه اول عشق است اضطراب مكن!

|
مهدي جوانبخت ساماني
بعدازظهر يكي از روزهاي آغازين اسفندماه 85، در دانشكده هنرهاي زيبا و در دپارتمان تئاتر شور و غلغلهاي برپا بود. افتتاحيه نهمين دوره جشنواره تئاتر تجربه، بزنگاهي به جا و به وقت بود براي تجليل از استادي نمونه. هم او كه به قول خودش از فرزندان معنوياش هم تقاضاي نقد دارد! و مگر ميشود كه پدر با سخاوت، براي فرزندان معنوياش ميراثي گرانبها به جاي نگذارده باشد؟ تاليف 18 عنوان كتاب، 20 نمايشنامه و افزون بر صدها مقاله در زمينه پژوهش تئاتر و كارآمد كردن تئاتر دانشگاهي؛ دانشجويانش يا بازهم تكرار ميكنم فرزندان معنوياش را، از اين حيث بينياز كرده است: دكتر فرهاد ناظرزادهكرماني.
آغاز بهسختي توانستم جايي مناسب، به اندازه دو كفشم پيدا كنم و كنج سالن صميمي مفخم نزديك به مرز نيمه ديگر سالن كه چيدمان يك صحنه بود و بازيگري گوشه آن به كار خود مشغول بود، بايستم! دكتر بهروز بختياري، استاد زبانشناسي، مجري مراسم بودند و پس از او دكترمحمدباقر قهرماني، دبير جشنواره نهم تجربه، پيام آغازين جشنواره را بدين شرح اعلام كرد.
دانشجوي پيشين، همكار کنونی مجيد سرسنگي، مدير گروه تئاتر، گفتههاي خويش را چنين آغاز كرد: "دكتر ناظرزادهكرماني به معناي واقعي كلمه "معلم" هستند. به نظرم خود اين واژه و بار معنايياش، او را از هر تعريف ديگر بينياز ميكند. خاطرم هست كه در ابتداي ورودم به اين دانشكده، عليرغم خوب بودن ساير استادان، جذب شخصيت متمايز و ممتاز دكتر ناظرزاده شدم. زيرا كه او نقش مستقيم و بدون واسطهاي در پيشرفت و رشد دانشجويانشان داشتند و دارند". سرسنگي يك خبر خوش هم داشت: "و امروز به بهانه بزرگداشت او و به پاس سالها تلاش و زحمت بيوقفه در سنگر آموزش و پژوهش دانشگاهي، تجليل از ايشان را با نامگذاري يكي از سالنهاي اين گروه به نام: سالن دكتر فرهاد ناظرزادهكرماني، كامل ميكنيم". اسكار تجربهاي! سپس نوبت اهداي تنديس جشنواره تجربه به استاد ناظرزاده بود كه اين مهم توسط خانم دكتر فريندخت زاهدي، پروفسور احمد كاميابيمسك، دكتر قهرماني و شخص دكتر سرسنگي انجام شد. همه فرزندان من دكتر فرهاد ناظرزاده كرماني پس از دريافت تنديس، با عنوان اينكه امروز يكي از مهمترين روزهاي زندگيام بوده، ادامه داد:"من پيش از اين هم مراسم نكوداشت داشتهام. اما هميشه سئوالم از خود اين بود كه آيا فرزندان معنوي من از پدرشان راضي بودهاند؟ و برگزاري اين مراسم توسط شما عزيزان، پاسخي است به همان سئوال. اما بايد بگويم كه هيچ فردي، هيچ كاري را به تنهايي انجام نميدهد. در سال 1364 كه تصميم به حفظ و فعاليت مجدد گروه نمايش گرفتيم، تعدادمان كم¬تر از انگشتان يك دست بود. من و حميد سمندريان كه بهدنبال جلب رضايت مهدي چمران بوديم و فريندخت زاهدي كه به مثابه خواهري به ما كمك ميكرد و يكي دو تن ديگر كه بعدها اضافه شدند. اما تا دو - سه سال، اينجا مثل مدرسههاي ابتدايي بود كه مثلا دو معلم، همه كلاسها را يك در ميان ميرفتند. مصداق من و خانم زاهدي بوديم. ولي حالا ما يك گروه آموزش پرافتخار داريم كه خود من، امكان به بار نشستن تئاتر دانشگاهي را تا چند دهه ديگر هم، نميدانستم و به قول شاعر، تازه اول عشق است اضطراب مكن! در واقع اين تئاتر در حال تبديل شدن به تئاتر مسلط كشور است. ديگر دبيرهاي جشنواره فجر از استادان دانشكدههاي تئاتر انتخاب ميشوند؛ اگر متن خوبي نوشته و كارگرداني خوبي هم ميشود يكي از اركان كار به حوزه تئاتر دانشگاهي مربوط ميشود، زنان برجستهاي كه در عالم هنر نمايش و نمايشنامهنويسي پيدا شدند، نظير نغمه ثميني كه دانشجوي همين دپارتمان بودهاند و همه پيشرفت تئاتر دانشگاهي، ريشه در آموزش دانشجويان تئاتر دارد. من واقعا انتظار چنين رشدي را در اين مدت كم نداشتم.
|
 |  |
دفعات بازديد
1846
|
|
|
|
|
|
|